العلامة المجلسي (مترجم :عطاردى)

6

بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى)

بطور كلى نقل حديث و روايت از رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و إله در زمان ابو بكر و عمر ممنوع بود ، ذهبى در تذكرة الحفاظ گويد : ابو بكر پانصد حديث از رسول اكرم را نوشته بود ولى بعد آن‌ها را آتش زد ، عروة بن زبير گويد : عمر بن خطاب گفت : من اجازه نمىدهم كسى احاديث و روايات را جمع و تدوين كند ، زيرا با كتاب خدا مخلوط مىگردد . در حالات ابو هريره صحابى معروف آمده كه وى اخبار و روايات رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله را در ميان مردم نقل مىكرد ، خليفه دوم از اين جريان مطلع شد ، او را احضار كرد و گفت : چرا حديث پيامبر را نقل مىكنى ، بعد از اين او را تازيانه زد و گفت : حق ندارى بعد از اين روايت‌هاى رسول الله را نقل نمائى ؟ ! اين‌ها نمونه‌هائى بود كه ما در اين مورد آورديم ، در كتب رجال و حديث از اين گونه مطالب فراوان است ، جلوگيرى از نقل احاديث رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و إله علل و جهاتى داشت كه شرح و تفصيل آن در اين مقدمه مناسب نيست و موجب اطاله سخن مىگردد جويندگان مىتوانند به كتب رجال حديث مراجعه كنند . جعل احاديث و روايات بطورى كه تذكر داديم در زمان خليفه اول و دوم از نقل اخبار و روايات رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله جلوگيرى شد ، اما در زمان عثمان اندكى اين جوّ شكسته گرديد ، گروهى در مسجد جمع شدند و به نقل روايات مشغول گرديدند ، تا آنگاه كه موجب اختلاف و تفرقه در بين اصحاب شده و فتنه‌هائى پديد آمد . معروف است كعب الاحبار ، تميم دارى و وهب بن منبه كه هر سه مذهب خود را رها كرده و مسلمان شده بودند ، در مسجد رسول خدا مجلس داشتند و اخبار و احاديث ملل و اقوام را براى مردم نقل مىكردند ، و قرآن مجيد را هم براى مسلمانان تفسير و شرح مىنمودند و خليفه هم آنان را آزاد گذاشته بود . كعب الاحبار يهودى بود و مىگفت : مسلمان شده‌ام ، تميم دارى مسيحى بود و ادعاى اسلام مىكرد ، وهب بن منبه يك ايرانى بود كه در يمن متولد شده بود ، او